۱۳۸۷ آذر ۱۸, دوشنبه

در جستجوی علت حادثه ها


 روز هشتم
03/12/2008
در تعريف «آزادی» همچون تعريف «عشق» بسيار گفته اند و بسيار شنيده ايم و انگار اين هم «از هر زبان که می شنوی نامکرر است».
يکی از اين تعاريف هوشمندانه اين است که: «آزادی تلاش خردمندانه آدمی در جستجوی علت حادثه هاست»، يعنی انسان آگاه و هوشمند در برابر هر حادثه ای، حکمی، قانونی، مصيبتی، سعادتی، آزادانه بپرسد «چرا؟» و برای يافتن اين «چرا» هيچ ديوار و سدی در برابرش قرار نگيرد.
بخشی از کار يک ژورناليست در دنيای امروز شايد بايد کمک به يافتن اين چراها باشد برای حادثه هايی که در هر گوشه اين دنيای بی گوشه رخ می دهد و پشت هر بنی آدم از اعضای اين پيکر مجتمع آدمی را می لرزاند. اما در عمل آيا ژورناليست امروز اين بخش از کارش را درست انجام می دهد؟
خبرهای همين امروز روزنامه های دنيا از فاجعه کشتار بی ترحم مومبای (بمبئی سابق) هند، همراه با عکسی است از تنها موجود دستگير شده به نام «اعظم امير قصاب»، يکی از ظاهرا ده موجود مجهز به آخرين تکنولوژی ساخته شده در غرب که ۱۷۴ انسان بی خبر و بی گناه را در کمال خونسردی کشتند و بيشتر از ۳۰۰ نفر را مجروح کردند و آتشی ميان دو ملت برپا کردند که خاموش کردن آن خردی والا می طلبد.
اما من خواننده خبر، همه سطور روزنامه ها و همه گفته های خبرگزاری ها را در مورد جزئيات اين فاجعه آن هم از زبان اين فرد می خوانم. می خوانم که چگونه از راه دريا به مومبای رسيدند، چگونه تحت تعليمات افراطی دينی و تروريستی قرار گرفتند، چگونه مجهز شدند، اين فرد در کجا متولد شده، چطور بعد از چهار کلاس درس از مدرسه فارغ شده و کجا بزرگ شده، کجا تعليم گرفته و ....
همه اين جزئيات را ظاهرا اين فرد دستگير شده بر زبان رانده است. اما من مانده ام که آيا کسی هم از او پرسيده چرا؟ و پاسخ اين چرا اگر پرسيده شده چه بوده؟
من در وقايع نگاری امروز و ديروز و پريروز روزنامه ها و خبرگزاری ها و تلويزيون ها پاسخ اين «چرا» را که بر زبان همه اعضای پيکره بنی آدم نقش بسته است نمی بينم، تو چطور؟
آيا ژورناليست امروز از تلاش خردمندانه برای «علت حادثه ها» دست کشيده است و تنها به شرح حوادث بسنده می کند؟ من اين گمان را باور ندارم.
پس «چرا»ی ديگری در برابرمان قرار می گيرد که بايد به جستجوی پاسخ آن هم برآييم. من و تو.
وگرنه تا دنيا دنياست من و تو در زنجير ترس ترور و جنگ و نفرت و کشتار، آزادی را از خود دريغ خواهيم کرد.
اين مطلب را برای يکی از دوستان خود ايميل کنيد از اينجا چاپ کنيد

پاسخ چراها را بايد در انگيزه ها يافت –


روز نهم
04/12/2008
از "تو" پرسيدم و کمک خواستم تا؛ حالا که هيچکس از "اعظم امير قصاب" نپرسيده و يا اگر پرسيده و جوابی شنيده به من و تو نگفته، که "چرا؟"، خود بجستجوی "علت حادثه" برآئيم.
"تو" بهرام – ف از آلمان پاسخ را حواله داده ای به کتاب "اوهام خدا" The God Delusion اثر ريچارد داوکينز. هر چند شايد بتوان انگيزه فردی موجودی مثل اعظم امير قصاب را به پندار اوهام گونه ای که در اين موجودات از "خدا" بوجود آورده اند نسبت داد، اما اجازه بده مثل کارآگاه کلمبوی معروف برای يافتن اين "چرا" برويم به سراغ آنها که موجوداتی چون اعظم امير قصاب را از انسان تبديل ميکنند به موجودی که بی ترحم انسان کشی ميکند، بی آنکه بخود دغدغه خاطری بدهد که اين را که ميکشد کيست و قطع رشته حيات او چه مصيبت هائی زنجيروار را بدنبال خواهد داشت.
بيا "من و تو" حساب کنيم مخارج يک چنين عمليات "آدم کشی و ويرانگری" از تعليم دادن به افراد بی خرد گرفته تا اجرای عمليات و وسائل و تجهيزات پيشرفته ای که در اين عمليات بکار گرفته شده چه رقم عظيمی ميتواند باشد و اين هزينه ها را کی تأمين ميکند و از کجا می آيد و بالاخره به روش کارآگاه کلمبو بپرسيم "انگيزه" آنکه اين چنين از "آدم" برای کشتار "بنی آدم" استفاده ميکند چيست؟
شايد پاسخ سئوال ديروز را بتوانيم در صفحه نخست بيشتر روزنامه های معتبر امروز دنيا بيابيم. تصوير جماعت خشمگين و مشت گره کرده "مومبای" که خواستار رودرروئی با "پاکستان" است و صحبت "جنگ" هم برای اين جماعت مصيبت ديده و خمشگين قابل توجيه شده است.
بنابراين تروريسم در مومبای انگار در طلب طعمه ای بزرگتر از کشتار چند صد انسان است و فرصتی ناميمون آفريده تا با بذر وحشت و نفرتی که کاشته، طوفان درو کند.آيا "تو" چنين فرصتی را در اختيار خصم خود، خواهی گذارد؟آيا "تو" ، تو در مومبای هندوستان و تو در هر نقطه ای در پاکستان، آيا پاسخ "چرا" را در هنگامه خشم و نفرت يافته ای؟
به باور من "تو"، تو انسان نيک سرشت بر اين کره خاکی که شايد خود ندانی که اکثريت مطلق را در برابر "ديوسرشت" ها داری، راهی بجز گشودن چشم خرد، خردی والا، در پيش نداری.
اين مطلب را برای يکی از دوستان خود ايميل کنيد از اينجا چاپ کنيد



رونق مصنوعی، گناه کبيره در اقتصاد - روز دهم
رونق مصنوعی، گناه کبيره در اقتصاد - روز دهم
05/12/2008
صنعت اتومبيل سازی در آمريکا، که خود اتومبيل را به دنيا معرفی کرد و خود بزرگترين نقش را از تبديل آن از يک چهارچرخه هندلی ساده به ماشين هوشمند کنونی ايفا کرده، امروز دارد برای باقی ماندن و ادامه حيات ميجنگد و در طلب کمک برای بقا رو به کنگره آمريکا، يعنی مردم آمريکا کرده است.
مديران غولهای ديترويت، کمپانی های اتومبيل سازی جنرال موتور، فورد و کرايسلر اين روزها متواضعانه در مقابل نمايندگان مردم نشسته، بسياری از خطاها را اذعان ميکنند، قول ميدهند دست از اسراف و تجمل بردارند، به حقوق يک دلار در سال برای خود قانع باشند، از هواپيماهای جت شخصی چشم پوشی کنند و از اين قبيل.
نمايندگان کنگره هم فرصتی يافته و تلافی همه فخرفروشی و نخوت اين مديران برای سالهای مديد را با پرسشهای ملامت بارشان درميآورند.اما باز من و تو بايد بپرسيم چرا و پاسخ اين چرا در بعضی از سئوال و جوابهای نمايندگان کنگره با مديران ديروز قدرتمند و امروز درمانده کارخانه های اتومبيل سازی عيان است، اما بطور نيم بند.
مثلأ آلن مولالی Allen Mulally رئيس کمپانی فورد ميگفت که "توليد مآزاد بر تقاضا" باعث شد تا اتومبيلهای بسياری روی دست آنها باقی بماند. اين پاسخ درست اما، باز پاسخ اين سئوال نبود که "چرا؟" چرا شما که همه کارکشته و عالم بر علم اقتصاد هستيد و صدها مشاور درجه يک اقتصادی داريد، قانون اول و بی تغيير اقتصاد يعنی رابطه عرضه و تقاضا را ناديده گرفتيد؟جواب صادقانه شايد اين بود که صنعت اتومبيل سازی آمريکا تاوان در گذشته زندگی کردن را ميداد. بر خلاف رقبای ژاپنی و کره ای که حتی به امروز قناعت نکرده و برای فردا طرح ريزی کردند.
اتومبيل سازان آمريکائی هنگامی که در اين بازار رقابت جهانی خود را عقب مانده از رقيب ميبينند، آنگاه "گناه کبيره" را در اقتصاد مرتکب ميشوند، يعنی " ايجاد رونق مصنوعی" با ناديده گرفتن مکانيزم عرضه و تقاضا در بازار. که باز اين هم پاسخ بخشی از "چرا"ست.
چرای ديگر، چرای بزرگ آنکه، در حاليکه ايده اتومبيلهای آينده بصورت "هايبرد" و کم مصرف از اين مملکت نشأت گرفت، چگونه در اينجا بفراموشی سپرده شد و در سرزمين های ديگر تکميل شد؟
اما در خود آمريکا در حاليکه بجز خواجه حافظ و شيخ سعدی همه از بحران کمبود انرژی فسيلی آگاه بودند، اتومبيل هامر Hummer که برای هر قدم يک گالن بنزين می بلعد، با تبليغات بسيار بصورت اتومبيل مد روز برای جوانان در آمد.
مديران ديترويت امروز برای بقای صنعت اتومبيل سازی آمريکا خواستار کمک ۳۸ ميليارد دلاری مردم آمريکا هستند و اين مردم هم ميخواهند مطمئن شوند که پولشان به چاه ويل سرازير نمی شود و اين مديران توان مديريت "فردا" را دارند.
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 23:7 توسط احمدرضا بهارلو
GetBC(10);
یک نظر

پاس